سال 97هم باهمه ی خوبی ها و بدی هاش تموم شد
از اونجایی که ادمه دقیقه نودی هستم تا یه ربع قبل از سال تحویل داشتم بدو بدو کارا مو میکردم
اتاقمو تمییز کردم ، لباسامو از اول تا کردم گذاشتم سره جاشون کتابامو از روی میزم جمع کردم گذاشتم تو کتابخونه ام
بعدم یه جارو برقی اساسی کشیدم بعدم با سرعت حاضر شدم رفتم بیرون
یکم لوازم ارایش ، دوتا دسته گل نرگس و یکم خوراکی و بستنی تهیهم
وقتی اومدم خونه واسه ماهیام یکم غذا ریختم بعدشم مشغول عوض کردن گلدونام شدم تا موقع شام
دوره هم سبزی پلو با ماهی خوردیم که جاتون خالی حسابی خوشمزه شده بود
بعدش یکم بزن برقص کردیمو خواهرمو و شوهرش رفتن خونشون
منم برای سال تحویل یه پیرهن یقه قایقی کوتاه سفید با گلای قرمز پوشیدم ، ناخونامو لاک قرمز زدم ، موهامم بالا بستم و با یه پاپیون قرمز محکمشون کردم
سره سفره هم یه سری هارو بخشیدم، یه سری هارو دعا کردم به این امید که اگر در حق کسی بدی کردم بخشیده بشم
+امیدوارم سال فووق العاده ای و پر روزی داشته باشین دوستای گلم
برچسب:
نویسنده: الینا حبیبی